باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 2 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

داستان تولد باران

1391/8/9 8:00
نویسنده : میم
346 بازدید
اشتراک گذاری

خیلی وقته میخوام از ٧ آبان سال ٨٨ بگم ولی یادم میره دخترکم مامان خیلی دوست داشت که شما به طور طبیعی دنیا بیای تا ٦ آبان هم منتظر بودم که احساس کردم چند روزیه که خوب تکون نمیخوری وقتی رفتم پیش دکتری که تحت نظرش بودم گفت باید برم سونو بیو فیزیکال تا از سلامتت مطمئن بشیم ما هم اورژانسی همون شب رفتیم و تشخیص بر این شد که دختر ما چون خیلی تپل شده بود جاش تنگ بود و قلبش خیلی عالی کار نمیکرد و دکتر گفت که نباید ریسک کنم و فردا صبح باید سزارین بشم  که حتی نشد یه روز وایسیم تا بابا از یزد بیاد اینطوری شد که شما شدی متولد ٧ آبان که واقعا هم عالی شد چون هم تولد کوروش هم ٧ عدد مقدسیه . همه میگفتن کاش میشد ٨٨٠٨٠٨ بشه ولی به نظر من ٧ خیلی عالیه . جالب اینه که عمه ت دو روز قبلش خواب دیده بود شما ٥ شنبه بدنیا میای که همونطور شد . وزن تولدت ٤.١٧٠ بود که با اینکه بیمارستان خصوصی بود بخاطر بالای ٤ کیلو بودن وزن شما تمام خرج بیمارستان از طریق بیمه تامین اجتماعی و بیمه تکمیلی حساب شد بله دختر گلم بدنیا اومدن شما با خودش برای ما برکت آورد از روز اول تا همین الان , همه میگن بچه روزیشو با خودش میاره شما خیلی بیشتر از روزی خودت آوردی و مهمتر از همه اذان توی گوش شما رو شخصی گفتن که واقعا برای من مثل معجزه بود حضور اون شخص و اینکه من تازه یه روز سزارین شده خودم بتونم بچمو ببرم خدمتشون . خدایا شکرت بابت تمام لطف هایی که به ما کردی و بابت هدیه با برکتی که به ما دادی . پاینده باشی گلم 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (3)

مامان نیایش
10 آبان 91 22:45
mamanebaran
15 آبان 91 14:48
سلام به خانواده آباني ، چقدر خوب كه شما همه آباني هستي ، همه با احساس ، به رواني و پاكي و زلالي آب با سرشتي سرشار از احساسات ، آباني دوستت دارم
نسرین
17 آبان 91 10:32
وای خدای من رفتم و عکسهای تولد رو دیدم
چه لباس قشنگی واقعا بهت تبریک می گم برای داشتن اینهمه هنر
کار تزئین بالای سر باران جون هم عالی بود


ممنون لطف داری هنری در کار نیست همشو از سایتها و وبلاگهای مختلف یاد گرفتم